غرغرهای روزانه یک زن خانه دار

خرید بک لینک
دلم ریخت وقتی که خبر فوت عارف لرستانی رو توی تلگرام خوندم

واقعا مرگ خیلی خیلی نزدیکه بهمون

میترسم از روزی که بیاد و یقه منو بگیره

ترس از مرگ یه لحظه هم ولم نمیکنه

شاید به زبون خیلی آرزوی مرگ کنم ولی ته دلم اصلا راضی به مرگ خودم نیستم

خدا بیامرزه همه اموات و گذشتگان را....

غرغرهای روزانه یک زن خانه دار...

ما را در سایت غرغرهای روزانه یک زن خانه دار دنبال می‌کنید

برچسب: دلم,ریخت, نویسنده: بازدید: 8 تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 3:22

توی کل بلاگفا دو تا دوست داشتم که یکیشون آیلین بود که دَرِ وبلاگشو تخته کرد و رفت

فقط مونده نیکلی

نیکلی جون دوستت دارم ببخش نظر نمیدم ولی مطمئن باش میخونمت

غرغرهای روزانه یک زن خانه دار...

ما را در سایت غرغرهای روزانه یک زن خانه دار دنبال می‌کنید

برچسب: تنها,بودیم,تنهاترم,شدیم, نویسنده: بازدید: 10 تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 3:22

به مجید میگم به کی رأی بدم به نظرت؟

میگه ببین برنامه های کدوم رو بیشتر دوست داری

یه جورایی میگه ببین دروغای کدومشون قشنگ تر و باورپذیرتره

به هرکی رأی بدم مطمئنم که به روحانی رأی نمیدم

غرغرهای روزانه یک زن خانه دار...

ما را در سایت غرغرهای روزانه یک زن خانه دار دنبال می‌کنید

برچسب: انتخابات, نویسنده: بازدید: 4 تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 3:22

خداروشکر که اینجا رو غیر از خودم کسی نمیخونهآقا من حسودمبه زن محسن حسودیم میشهحسودیم میشه وقتی میبینم همه واسه دعوت کردن و پاگشا کردنش چه مراسمات خاصی دارند ولی وقتی من تازه عروس بودم خیلی سرسری همه چیز برگزار میشدحسودیم میشه وقتی میبینم واسه عروسیش مادرشوهرجان پول قرض میکنه که کادو یک عدد النگو بخره و زن آن یکی برادرشوهر جان هم داره همه را متقاعد میکنه که اگه طلا نبریم زشته اون وقت واسه عروسی من همه 50 تومن پول دادنآقا من حسودیم میشه وقتی یه عالمه طلا دست اون دختره از خود راضی میبینم و خودمو یادم میاد وقتی که برای اولین بار بعد از عقد با دوستام قرار گذاشته بودم دوستم بهم گفت واقعا تو شوهر غرغرهای روزانه یک زن خانه دار...

ما را در سایت غرغرهای روزانه یک زن خانه دار دنبال می‌کنید

برچسب: اینجانب,عدد,حسود, نویسنده: بازدید: 9 تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 3:22

کاش یه ذره مغرور بودمبعضی موقعها میگم اگه خودم خودمو دوست نداشته باشم پس کی منو دوست داشته باشهواقعا هم همین طورهوقتی من واسه خودم ارزش قائل نمیشم بقیه چرا باید قائل بشنوقتی یادم میاد که به چه خفت و خاری توی خونه بچمو سقط کردم و حتی یه سرم هم بهم وصل نشد از خودم بدم میاداون موقع ها فکر میکردم که بهم کاپ قهرمانی میدنولی خبری نبوداین کارا باعث شد که توی چشم بقیه خودمو بی ارزش کنمدیشب رفتیم حرمنورا که خیلی بهش خوش گذشتاز اینور میرفت اونوراز لای نرده های محافظ رد میشد و ذوق میکردیه دوست هم پیدا کرده بود که باهم دیگه چهاردست و پا میرفتن و میومدنخیلی ذوق کرده بود دخترم غرغرهای روزانه یک زن خانه دار...

ما را در سایت غرغرهای روزانه یک زن خانه دار دنبال می‌کنید

برچسب: چرندیات,نامه, نویسنده: بازدید: 8 تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 3:22

سلاااااام

بعد از چندین ماه دوباره بازگشتم

اومدم بگم تولدم مبارک باشه

ان شاءالله صد و بیست سالگیمو با بچه هام و مجید جشن بگیریم

فردا تولدمه و من وارد 25 سالگی میشم

خیلی این روزا بهم سخت میگذره

از همه طرف تحت فشاریم

از روزای تولدم متنفرم

هر سال نزدیک تولدم که میشه اعصابم خورد میشه و دپرس میشم

هنوز دلیلش برام مشخص نیست

اگه کسی مشکلش مثل منه منو در جریان بذاره

غرغرهای روزانه یک زن خانه دار...

ما را در سایت غرغرهای روزانه یک زن خانه دار دنبال می‌کنید

برچسب: تولدم,مبارک؛,تبریک, نویسنده: بازدید: 26 تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 3:22

سلااااااااامدوباره اومدم غر غر کنمماهی یه دونه غرغر کافیه فکر کنماز خودم بگم که به حد اعلای افسردگی رسیدممامان بزرگ عزیزم 18 مرداد فوت کرد و واقعا شوک بهم وارد شدمنی که قبل از این اتفاق نابود بودم با این اتفاق نابودتر شدمدیشب مهمونی دادم به برادرشوهر و داداش جاناین دو تا از دوازده سالگی باهم دوست بودن و باعث ازدواج من و مجید همین دو موجود مرموز بودناین چند روزه مجید مهربون شدهشاید بخاطر اینه که باهاش خیلی درددل میکنموقتی مخم سوت میکشه دیگه همه حرفامو به زبون میارمهرچی که بخوام و نخوامیهویی دیروز بهش گفتم مامانتو از خونه بیرون کنبخدا قصد بدی نداشتمولی وقتی میاد توی آشپزی و کارای مه غرغرهای روزانه یک زن خانه دار...

ما را در سایت غرغرهای روزانه یک زن خانه دار دنبال می‌کنید

برچسب: غرغر,جدید, نویسنده: بازدید: 7 تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 3:22

صفحه بندی